X
تبلیغات
رایتل

some one like me

.....هیچ مطلق

lipsticks

یه وقتایی دلت نگرفته اما خوشحالم نیستی اونقدری با حوصله هم نیستی که بتونی بنویسی. این جور وقتا تو زندگیم خیلی زیادن. اصلا انگار که دلش میخواد، بگیره.حتی کیف رنگی  که همین چند ساعت پیش برای خودش خرید یا  همون کفش های  پاشنه بلندش که هربارکه هر کدوم رو که پاش می کرد لذت می برد هم نتونن خوشحالش کنن. اون قدر گرفته که حتی وقتی دستشو با ناخن های لاک زده بلندش از شیشه ماشین بیاره بیرون هم بازم ذوق نکنه که گه گاهی فکر می کرده باد خود خداست که داره تک تک انگشتاشو لمس می کنه و شاید فرشته های صورتی رنگش هم دستشو غرق بوسه. اما قانون های نانوشته تا دلت بخواد زیادن، مثل اینکه همیشه خدا این قانون هست که من یکشنبه شب ها تا دیر وقت بیدارم و صبح که بیدار میشم حاضرم تمام کفش های پاشنه بلندمو بدم تا یه کم دیگه بخوابم. اصلا کسی هست که  اهمیت بده ماهی های سالمون چند صد کیلومتر خلاف جهت آب از اقیانوس شنا میکنن تا برسن به اون رودخونه ای که توش دنیا اومدن و نهایتا اون سنگی که کنارش به دنیا اومدن و بعد اونجا تخم ریزی میکنن، اینم یه جور قانون نانوشتس. کی اهمیت میده به رقص باد و ماهی های سالمون و قانون های نانوشته ایی که دست و پاگیرن و یا حتی خطوطی موازی که همیشه خدا هیچ ربط منطقی و عقلی و احساسی  نمی تونی توشون پیدا کنی. باز هم قانون نانوشته ایی هست که میگه من باید سه شنبه ها  هم باز صبح زود بیدار شم حتی اگه این بار تمام کفش های پاشنه بلندم و تمام رژلب هام رو هم بدم.        

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 تیر‌ماه سال 1389ساعت 03:00 ب.ظ  توسط pinupgirl  |  15 نظر